شمس الدين حافظ

156

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

72 - « راه بىنهايت » زان يارِ دل‌نوازم ، شُكْريست با شكايت * گر نكته‌دانِ عشقى ، بشنو تو اين حكايت بىمزد بود و منّت هر خدمتى كه كردم * يا رب مباد كس را مخدومِ بىعنايت رندانِ تشنه‌لب را آبى نمىدهد كَس * گويى ولىشناسان رفتند ازين ولايت هرچند بردى آبم ، روى از دَرَت نتابم * جور از حبيب خوش‌تر ، كز مدّعى رعايت در زلف چون كمندش ، اى دل مپيچ كانجا * سرها بريده بينى ، بىجرم و بىجنايت چشمت به غمزه ما را ، خون خورد و مىپسندى * جانا روا نباشد ، خونريز را حمايت در اين شبِ سياهم ، گم گشت راه مقصود * از گوشه‌اى برون آى ، اى كوكب هدايت از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود * زنهار ازين بيابان وين راهِ بىنهايت اى آفتاب خوبان مىجوشد اندرونم * يك ساعتم بگنجان در سايهء عنايت اين راه نهايت صورت كجا توان بست ؟ * كش صدهزار منزل ، بيش است در بدايت عشقت رسد به فرياد ، ار خود بسان حافظ * قرآن ز بر بخوانى در چارده روايت * توضيحات : نكته‌دان عشق ( كسى كه از رموز عشق آگاهى دارد ) منت ( سپاس ) مخدوم ( آقا ، سرور ) رندان تشنه‌لب ( مردان خدا - اوليا ) ولىشناسان ( كسانى كه مقام اولياى خدا را مىدانند ) بردى آبم ( آبرويم را بردى ) حبيب ( معشوق ) مدعى ( دشمن - تضاد ) رعايت ( نوازش ) مپيچ ( ايهام دارد - سربه‌سر مگذار - عاشق مشو ) غمزه چشم ( عشوه چشم - قاتل ) خونريز ( قاتل - غمزهء چشم ) كوكب ( ستاره قطبى - استعاره از مرشد ) آفتاب خوبان ( مجاز از معشوق - با سايه - آرايه پارادكس ) منزل ( مشكل ) بدايت ( آغاز ) معنى بيت ( 9 ) ( اى مهر درخشان نيكورويان دلم از تاب جدايى مىسوزد ، توجهى به من كن و مرا ساعتى در سايه لطف خود پناه ده ) معنى بيت ( 11 ) ( اگرچه مانند حافظ قرآن كريم را با چهارده روايت قاريان متعدد بخوانى ، بازهم عشق به حق بايد به فرياد تو برسد و از تو دستگيرى كند ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت اول و دوم صريح و روشن به شما پاسخ داده است كه ( از آن يار مهربان هم متشكرم و هم شكايت دارم ، سپاس از جهت دل‌نوازيش و شكايت از آن جهت كه ارزش خدمات مرا نمىداند ، پس اگر نكته‌هاى ظريف عشق را مىدانى اين ماجرا را بشنو كه هر خدمتى به جانان كردم بدون مزد و بىمنت بود ، خدا نكند كه كسى سرورى بىتوجه و بدون لطف داشته باشد ) حديث مفصل بخوان از اين مجمل . 2 - عده‌اى نسبت به شما حسادت دارند ، مطمئن باش كارى از آنها ساخته نيست زيرا اولا جناب‌عالى كاملا مواظب هستى ثانيا او نيز آنها را شناخته و به نيّات آنان واقف گشته و از آنها روى گردانيده است ولى به شما ابراز نمىكند . 3 - مدتى در ترديد بودى ولى بواسطه ملاقاتى كه صورت گرفته اين نگرانى بر طرف شده است مواظب باش كه دست از كوشش برندارى كه پرندهء موفقيت و كاميابى در چند قدمى شماست كه با كوچك‌ترين ترديد يا بىتوجهى خواهد پريد . 4 - نسبت به او وفادار باش هرچند او بر وفق مرادتان عمل نمىكند زيرا بدون ترديد نسبت به شما حساس است پس زياد سربه‌سر او مگذار بلكه با آرامش و محبت مىتوانيد او را اسير خويش سازيد . 5 - با يكى از بستگان نزديك مشورت كن و از او راهنمايى بخواه و بدون مطالعه گام برندار كه راههاى خطرناكى در پيش مىباشد . مسافر مىآيد ، بيمار شفا مىيابد ، قرض ادا مىشود ، طلاق عملى مىگردد ولى براى ازدواج فعلا شرايط آماده نيست . موقعيتى در انتظار شماست كه بايد اراده و علاقه و تلاش را همگام سازى و به يكى از مشاهد متبركه برو و توسل بجوى . 6 - پدر و مادر و يكى از بستگان شما را زياد دوست دارد ولى از شما راضى نيست ، فورى از او دلجويى كنيد كه گشايش براى شماست . آيا مىدانى ! بازنده : به استقلال خود فخر مىكند درحالىكه به واقع در حال خودسرى است و به كار گروهى خود مىبالد ، درحالىكه در حال دنباله‌روى و تقليد مىباشد و اراده ندارد اما برنده : مىداند كدام تصميم‌ها را به طور مستقل بگيرد و كداميك را مشورت كند .